{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(عشق ممنوعه)

(عشق ممنوعه)
*part ¹⁹*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
کوک خدایی خوشتیپ شده بود و جذاب که لب زدم
کوک:فداتشمممممممممممممممممممممممممممممممممم خب بریم نه راستی

کوک اومد سمتم پشتم وایساد و یه گردن بند به زیبایی الماس در آورد و لب زد

کوک: اینم هدیه من به زنم تا همیشه بدرخشه

موهامو زد کنار و انداخت گردنم و بوسه ای روی کتفم گذاشت و گفتم

ا/ت:کوک عاشقتمم خیلی خوشگله 💘🎀

کوک: منم بچه

ا/ت : بریم؟

(ویو کوک)
دستمو آوردم بالا که ا/ت دستشو توی دستم حلقه کرد و باهم به سمت قائده رفتیم
و قائده لب زد

عاقد:
امروز اینجا جمع شدیم تا شاهد شروع یک زندگی جدید باشیم؛ زندگی‌ای که قرار نیست همیشه کامل و بی‌نقص باشه، اما قراره با هم ساخته بشه.

قبل از اینکه این لحظه رو رسمی کنیم، می‌خوام از هر دوتون بپرسم:

آیا انتخاب می‌کنید که کنار هم بمونید، در روزهای خوب و بد از هم حمایت کنید، با هم حرف بزنید، به هم احترام بذارید و هر روز دوباره همدیگه رو انتخاب کنید؟

ا/ت: بله، انتخابت می‌کنم. امروز و هر روزی که بعد از امروز میاد.عاشقت باشم

کوک: بله، انتخابت می‌کنم. و قول می‌دم همیشه کنار پرنسسم ا/ت باشم و برای این زندگی تلاش کنم.

عاقد:
پس با رضایت و انتخاب خودتون، شما از امروز رسماً زن و شوهر هستید

(ویو نویسنده)
کوک سریع از کمر پرنسسش گرفتم بوسیدش و اوناها دیگه زن و شوهر بودن و عاشقم هم بودن ولی کی می‌دونه این عشق پایداره؟


ادامه دارد


شرط سه پارت بعد
۲۰۰لایک
۸۰کامنت
۵۰ بازنشر
شرطا انجام شه بعد از این چند تا پارت سه تا پارت های دیگه اضافه میشه
من برم یکاری کنم بیا بعدیو بزارم بوص
دیدگاه ها (۱)

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

جونگ‌کوک آرام پرسید:«اگه یه روز دیگه دوستم نداشته باشی، بهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط