جونگکوک آرام پرسید:
جونگکوک آرام پرسید:
«اگه یه روز دیگه دوستم نداشته باشی، بهم میگی؟»
تهیونگ چند لحظه نگاهش کرد.
«اگه اون روز برسه، فکر کنم قبل از اینکه بتونم چیزی بگم، خودت از چشمام میفهمی.»
جونگکوک لبخند کمرنگی زد.
«پس امیدوارم هیچوقت اون روز نرسه.»
ازرا هِیل
«اگه یه روز دیگه دوستم نداشته باشی، بهم میگی؟»
تهیونگ چند لحظه نگاهش کرد.
«اگه اون روز برسه، فکر کنم قبل از اینکه بتونم چیزی بگم، خودت از چشمام میفهمی.»
جونگکوک لبخند کمرنگی زد.
«پس امیدوارم هیچوقت اون روز نرسه.»
ازرا هِیل
- ۱۰.۴k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط