عاشقانه های شبنم
نوشتن تو شب یه چیز دیگست
وقتی بخوای بنویسی کلمات
خود بخود یکی یکی آماده میشن
گاهی پرنور و گاهی کم نور میشن
منو بخاطر بسپارید.
شاید بعدها داخل کهنه نوشتهام دل کسی که مثل خودمه اونم شروع کرد به نوشتن.
هر آفتابی غروبی داره و هر صبحی طلوعی.
قرنها ثابت شده که هیچ شبی.
بی صبح شدن نمانده.
به امیده آرزوهای تک تکون.
مینویسم از تمام زندگی
ولی در تمام این هیاهوی شب که دلتنگی میخواد چنگ بزنه به وجودت.
یه نفر باید باشه که تمام حرفات رو از غمت بخونه
یه نفر باید باشه با تمام دلتنگیت به آغوشت بکشه.
یه نفر باید باشه که شب رو بیاد
تا تو صبح رو بخیر کنی.
یه نفر باید باشه که رنگ بده به زندگیت
تا دلیل خندهات باشه یه نفر مثل دلبر.
به راستی جنس شب چیه.
وقتی بخوای بنویسی کلمات
خود بخود یکی یکی آماده میشن
گاهی پرنور و گاهی کم نور میشن
منو بخاطر بسپارید.
شاید بعدها داخل کهنه نوشتهام دل کسی که مثل خودمه اونم شروع کرد به نوشتن.
هر آفتابی غروبی داره و هر صبحی طلوعی.
قرنها ثابت شده که هیچ شبی.
بی صبح شدن نمانده.
به امیده آرزوهای تک تکون.
مینویسم از تمام زندگی
ولی در تمام این هیاهوی شب که دلتنگی میخواد چنگ بزنه به وجودت.
یه نفر باید باشه که تمام حرفات رو از غمت بخونه
یه نفر باید باشه با تمام دلتنگیت به آغوشت بکشه.
یه نفر باید باشه که شب رو بیاد
تا تو صبح رو بخیر کنی.
یه نفر باید باشه که رنگ بده به زندگیت
تا دلیل خندهات باشه یه نفر مثل دلبر.
به راستی جنس شب چیه.
- ۳۲۶
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط