مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

مرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کُنَد
که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کُنَد
کمالِ سِرِّ محبت ببین، نه نقصِ گناه
که هر که بی‌هنر اُفتَد، نظر به عیب کند
ز عطرِ حورِ بهشت آن نَفَس برآید بوی
که خاکِ میکدهٔ ما عَبیر جِیب کند
چنان زَنَد رَهِ اسلام غمزهٔ ساقی
که اجتناب ز صهبا، مگر صُهیب کند
کلیدِ گنجِ سعادت قبولِ اهلِ دل است
مباد آن که در این نکته شَکُّ و رِیب کند
شبانِ وادیِ اِیمن گَهی رسد به مراد
که چند سال به جان، خدمتِ شُعیب کند
ز دیده خون بِچکانَد فِسانهٔ حافظ
چو یادِ وقتِ زمانِ شَباب و شِیب کند

✍️حضرت حافظ
دیدگاه ها (۱)

کوه ها باهمند و تنهایند همچون ما باهمان تنهایان

به رسمِ "رفاقت" برایت دعاهای خوب می کنم؛دعا میکنم لبخندهایت ...

هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتمهرگز دل از محبت ِ او برنداشتمج...

🌷سلام روز زیباتون بخیرامروز نهم ربیع الاولروز تجلی حاکمیتمست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط