{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Aچندان به تماشایش برنشستیم

Aچندان به تماشایش برنشستیم
که بامدادی دیگر برآمد
و بهاری دیگر

از چشم اندازهای بی برگشت در رسید
از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
نبردی پرداختیم که حنظل انتظار
بر ما گوارا آمد

ای آفتاب که برنیامدنت
شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم
دیدگاه ها (۶)

Ą

منم تنها ترین تنهای تنهاو تو زیبا ترین زیبای دنیامنم یلدای ب...

لیوای یَک لیوای دو لیوای‌دنده به دندع😔 لیوای انسان پرندع لیو...

کیا فردا مدرسه میرن¿

part23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط