تا سالگی یه زندگی رنگی با وایب آهنگ نازنین مریم داشتم ت

تا ۸ سالگی یه زندگی رنگی با وایب آهنگ نازنین مریم داشتم تا اینکه مامانم باردار شد و داداشم به دنیا اومد بعد ۸ سالگی اصن زندگی خوب نبود هر اتفاقی می‌افتاد می انداختن گردن من ولی قبلش اتاق گوشی محبت و همه چی مال خودم بود حالا دیگه قضیه خیلی بد تر شده و هیچکی درکم نمیکنه و همه فقط تبریک میگن مامانم اصن اعصاب نداره و بابام هم فقط عاشق داداشمه ولی حالا ۱۳ سالمه و مامانم دوباره بارداره همش کارم شده گریه میگین چی کار کنم دارم دیوونه میشم هعی روزگار دمت گرم خیلی بد چرخیدی💔🫠
دیدگاه ها (۰)

عرررر ۵۵ گیگ نت رایگان گرفتمممم

من و ملاقات با BTSpart «1»مادرم طراح مد معروفی بود از پاریس ...

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part ۱٠ویو یورا: لباسامو پوشیدم و آماده ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط