{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه استاد داشتم همزاد ایشون

یه استاد داشتم همزاد ایشون:)
یه مغازه داشت ظهر ها از توش همیشه بوی قهوه میومد. عصر ها هم الکل و سیگار (استاد مسلمونِ نا مسلمون بودن😂)
از بچه ها متنفر بود💀
مغازش تاریک بود فقط یه کم نور ملایمی داشت..
یه بار روزِ دختر بهم یه دستبند داد عینهو دست بندای جانی :)
دیدگاه ها (۲۳)

>>>

Even if he is guilty, In my opinion.. there is a reason for ...

هلی ینی چی.. منظورت چیه نرفتی ماچش کنی؟؟ @h3lika🦦

💀✨️

معشوقه دشمن فصل دوم P⁴⁷ـــ‌هیونا‌ـــسوز تیزی به شونه های لخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط