فیک عشق اجباری
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟖
ویو ناهی
رسیدیم بار و من اولین بارمه همچین جایی میام واقعا جای وحشتناکیه
همینطور تو فکر بودم که یهو جونگ کوک رو دیدم که با جی وو داشت میومد
تهیونگ تا اونو دید دستمو گرفت و تند تند راه رفت
رفتیم تو بار اتاق VAP تهیونگ مست شده بود و من حاضر نبودم حتی یه قطره الکل بخورم همینطور تو فکر بودم که تهیونگ گفت: بلند شو
بلند شدم و رفتم جلوش وایسادم که یهو اونم بلند شد و منو بغل کرد و گذاشت روی پاهاش
ناهی: ولم کن عوضیییی
تهیونگ: اگه نکنم چی میشه
ناهی: گفتم ولم کننن
که یهو منو بوسید و سریع خودمو ازش جدا کردم و ولم کرد و گفت بسه دیگه بیا بریم
رفتیم بیرون و بیرون از بار پر از خبر نگار بود تا از بار خارج شدیم که یهو تهیونگ خم شد به سمتم و منو بوسید.
ویو ناهی
رسیدیم بار و من اولین بارمه همچین جایی میام واقعا جای وحشتناکیه
همینطور تو فکر بودم که یهو جونگ کوک رو دیدم که با جی وو داشت میومد
تهیونگ تا اونو دید دستمو گرفت و تند تند راه رفت
رفتیم تو بار اتاق VAP تهیونگ مست شده بود و من حاضر نبودم حتی یه قطره الکل بخورم همینطور تو فکر بودم که تهیونگ گفت: بلند شو
بلند شدم و رفتم جلوش وایسادم که یهو اونم بلند شد و منو بغل کرد و گذاشت روی پاهاش
ناهی: ولم کن عوضیییی
تهیونگ: اگه نکنم چی میشه
ناهی: گفتم ولم کننن
که یهو منو بوسید و سریع خودمو ازش جدا کردم و ولم کرد و گفت بسه دیگه بیا بریم
رفتیم بیرون و بیرون از بار پر از خبر نگار بود تا از بار خارج شدیم که یهو تهیونگ خم شد به سمتم و منو بوسید.
- ۲۰۱
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط