میخوام یه خاطره بگم
دفعه ی قبل که رفتم مسافرت با فامیل های پدری رفتیم اردبیل
رفتم بچه فامیل که شیش سالشه به من فحش ناموس داد منم گرفتم عین گاو زدمش(اعصاب نداشتم)
بعدشم مامان و بابام و خواهرم منو توی خیابون زدن
بعدشم بابام سر منو گرفت محکم زد توی صندوق عقب ماشین و سرم خون اومد اونم خیلی زیاد
بعدش هم منو انداخت وسط خیابون 😐
کلی هم ماشین میاومد
منم زنده موندم و اینا
رفتیم خونه و به گا رفتم بخاطر بچه فامیل منم از اون موقع اینو کینه کردم ولی هنوز کاری نکردم
ولی ولی ولی
تلافیشو سرشون در میارم هم بچه فامیل هم خانوادم
همین تو دلم مونده به یکی بگم که اینجا گفتم
رفتم بچه فامیل که شیش سالشه به من فحش ناموس داد منم گرفتم عین گاو زدمش(اعصاب نداشتم)
بعدشم مامان و بابام و خواهرم منو توی خیابون زدن
بعدشم بابام سر منو گرفت محکم زد توی صندوق عقب ماشین و سرم خون اومد اونم خیلی زیاد
بعدش هم منو انداخت وسط خیابون 😐
کلی هم ماشین میاومد
منم زنده موندم و اینا
رفتیم خونه و به گا رفتم بخاطر بچه فامیل منم از اون موقع اینو کینه کردم ولی هنوز کاری نکردم
ولی ولی ولی
تلافیشو سرشون در میارم هم بچه فامیل هم خانوادم
همین تو دلم مونده به یکی بگم که اینجا گفتم
- ۱۸۶
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط