گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و ...

گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و هیچ

گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و هیچکس آرامش نمیکند و باید به خودش وقت بدهد تا دوباره شاید بشود آن منِ سابق!
اما، گذر زمان و اینکه همه چیز درست میشود، دلداری خنده داری است که برای کم شدن درد ها به خودمان می دهیم...
می دانی جانم؟
شاید یک داغ کمرنگ بشود، شایدوقتی به اتفاقِ افتاده فکر کنی، کمتر اذیت بشوی...
اما،
ته دلت، همیشه یک چیزی هست که مدام می گوید: ببین، تا ابد یادم میماند ها!

کنار بگذاریم این همه جمله ی کلیشه ای را!
باید صبور باشی، فراموش میکنی و .....

مگر می شود اینقدر خودمان را گول بزنیم؟ میان این همه از دست دادن...
چقدر کوچه علی چپ؟

نه جانم،نه فدایت شوم، فراموشی یک دروغ مسخره است...

ما به روی خودمان نمی آوریم اما،

خانه دلمان سیاه پوش یک عمر نبودن هاست...
دیدگاه ها (۱۱)

گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و هیچکس ...

گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و هیچکس ...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : تمام گرفتاری مسلمین از آمر...

بی آنکه بخواهم به دام جبر بیفتم باید بگویم بزرگترین دروغی که...

یک جایی هست در زندگی که دیر یا زود به آن میرسی...آن هم وقتیس...

گاهى فكر ميكنم نيم بيشترى از رابطه هاى نيمه كاره،نيم بيشترى ...

شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنیاینکه برای کسی ...

شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنیاینکه برای...

شاید برای یکبار هم که شده بایداین حس را تجربه کنی؛ اینکه برا...

شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط