برایمان غیر قابل تحمل است که روز اول طوری با ذوق و شوق می

برایمان غیر قابل تحمل است که روز اول طوری با ذوق و شوق می

برایمان غیر قابل تحمل است که روز اول طوری با ذوق و شوق می آیید...
آدم فکر میکند دیگر تمام است و نیمه گم شده اش پیدا شده!
و اما، هنوز مهر عاشقانه هایتان خشک نشده، پایتان را داخل یک کفش کرده اید که فقط جدایی...همین!
خانه تان آباد با خودتان چند چند هستید؟
مگر دست هایتان را داخل روغن داغ گذاشته بودیم؟
مگر دامنتان را گرفتیم و التماس کردیم همیشه باشید؟
نماندن شما که اصلا اهمیتی ندارد...
میدانید؟
طول میکشد که آدم به دلش بفهماند که دیگر تمام شد آن همه حرف های قشنگ و یک دنیا قول و قرار که نیمه تمام مانده اند به امان خدا...!
رفتید و به ریشمان میخندید؟
دمتان گرم، گوارای وجودتان زخم هایی که زدید...
اما بدانید،خوش آمد گویی و باور کردنتان جوابش سیلی نبود...
کبود کردید صورت آرزوهایمان را...
دیدگاه ها (۱۱)

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

تو در مننه یک خاطره‌ای،نه رؤیایی گذرا؛تو آن حضوریکه نبودنش ن...

یه‌آدمی‌توزندگیم‌دارم‌که‌ازماه‌قشنگ‌تره شمابهش‌میگین‌رفیق ...

حس قشنگیهیکی نگرانت باشه،یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت ب...

بودنت تو زندگی واجبه اینو وقتی فهمیدم ک لبات قفلی زد رو لبام...

بیا برگردیم به قدیم تر ها...نه آنقدر دور که توی قحطیِ زمانِ ...

#دهه_فاطمیه #فاطمیه #حضرت_فاطمه_زهرا #حضرت_زهرا_سلام_الله_عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط