برایمان غیر قابل تحمل است که روز اول طوری با ذوق و شوق می

برایمان غیر قابل تحمل است که روز اول طوری با ذوق و شوق می آیید...
آدم فکر میکند دیگر تمام است و نیمه گم شده اش پیدا شده!
و اما، هنوز مهر عاشقانه هایتان خشک نشده، پایتان را داخل یک کفش کرده اید که فقط جدایی...همین!
خانه تان آباد با خودتان چند چند هستید؟
مگر دست هایتان را داخل روغن داغ گذاشته بودیم؟
مگر دامنتان را گرفتیم و التماس کردیم همیشه باشید؟
نماندن شما که اصلا اهمیتی ندارد...
میدانید؟
طول میکشد که آدم به دلش بفهماند که دیگر تمام شد آن همه حرف های قشنگ و یک دنیا قول و قرار که نیمه تمام مانده اند به امان خدا...!
رفتید و به ریشمان میخندید؟
دمتان گرم، گوارای وجودتان زخم هایی که زدید...
اما بدانید،خوش آمد گویی و باور کردنتان جوابش سیلی نبود...
کبود کردید صورت آرزوهایمان را...
دیدگاه ها (۱۱)

می دانی عشق یعنی چه دلبرجان؟مثلا خیلی دلخور باشی زنگ بزنی و ...

گاهی آدم به یک نقطه ای از زندگی اش میرسد که هیچ چیز و هیچکس ...

اینکه میگویند: دوستت نداشت و رفت و آرام آرام با این مسئله تا...

من نه مثل نزار قبانی،نه شاملو و نه شهریار شاید هیچ وقت مدام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط