{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشنِ مهمهه🤭🎀

کپشنِ مهمهه🤭🎀

عروسک من😈🔞

پارت هفدهم

رفتیم تو پذیرایی سرهان نشست رو کاناپه تک نفره منم کنار نیک اوووف خیلی نچسبه

نگاهی به ساعت انداختم ساعت 9 رو نشون میداد

گوشی سرهان زنگ خورد که با خنده لب زد

-زن عموت دست از سرمون بر نمیداره

بعدم رفت

دست ظریفمو روی دست گنده اش که دور کمرم پیچیده بود رو میخواستم جدا کنم که منو

بیشتر به خودش چسبوند

+میشه ولم کنیی

-نچ سرمو بالا بردم و

به سقف خیره بودم و با خودم کلنجار میرفتم که سرشو فرو برد تو گ.ردنم
تمام تنم مور مور شد نفسای گرمش

یجوریم میکرد یهو گاز گرفت که آه خفه اش کشیدم

+ولم کن نیک

شروع کرد به م.ک زدن انگار خونمو م‌.ک میزد
دست ظریمو روی رونش گذاشتم

و فشردم و لب پایینیمو گاز گرفتم

که دست برداشت چونه امو گرفت و صورتمو تزدیک صورتش کرد

-دیدی عروسک عشق من برای هردمون کافیه
تو هم خامم میشی

+نچ من خام تو نمیشم

خم شد رو تنم که به عقب کشیده شدم

کمرمو گرفت و منو کشید به سمت خودش
لبا.ش .رو اروم . روی لب. م گذاشت

میبوسید این سومین بوسـ.ه است لعنتی چرا دارم بهش
اجازه میدم بهم نزدیک شه


#رمان #عاشقانه #مافیایی

اوووووف پارت های بعدیش قراره چه اتفاقاتی
بیوفته لعنتی😭🎀😂
دیدگاه ها (۹)

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط