درخواستی
درخواستی
From Hate to Caress(از نفرت تا نوازش)
Part:1
(جیمین )
با تمام سرعت وارد دانشگاه شدم که یهو یه ماشین مدل بالا با سرعت درست از جلوم رد شد و باعث شد چند قدم برم عقب ماشین پارک کرد و پیاده شد ای مرتیکه
جیمین:هی حواست کجاست داشتی زیرم میگرفتی
شوگا:که چی
جیمین:که چی؟ داشتی منو به کشتن میدادی
شوگا:میخواستی سر راهم نباشی
جیمین:یا من داشتم راه خودمو میرفتم تو ئهم از جلوم پیچیدی
شوگا:به هر حال تو سرت راهم بودی بچه کارگر
جیمین:بچه کارگر منم؟
شوگا:نه پس منم
جیمین:هه تو خوبی بچه سوسول
شوگا:یا درست حرف بزن
جیمین:نمیزنم ایشش دیرم شد
با سرعت به راهم ادامه دادم و وارد کلاس شدم رفتم میز آخر نشستم آه مین یونگی عوضی داشتم به خاطر اون دیروز به کلاسم میرسیدم فکر کرده چون پولداره چیزی نمیتونم بهش بگم استاد وارد کلاس شد و پشت سر اون
استاد:آا یونگی بیا داخل
ایشش الان من دیرم شده بود مخمو میخورد خب بزارین بگم مینگی یونگی بچه پولدار دانشگامونه و همه دنبالشن رسما با من مشکلداره عوضی
(یونگی)
با ماشینم وارد دانشگاه شدم و پارک کردم وقتی پیاده شدم باز اون پسره شروع کرد به غر زدن آه رو مخ به من گفت بچه سوسول هه خیلی جرعت داره رفتم داخل کلاس یکم بعدش رفتم که استاد داخل بود بهم گفت که برم داخل خب پارک جیمین یه دانشجو عادیه پدرو مادر نداره خودش کاری میکنه بخاطر همین من بهش میگم بچه کارگر همیشه مرتبه ولی خستگی از چهرش میباره خب من چیکار کنم من که مجبورش نکردم
استاد:خب کلاسو شروع میکنیم کتابخونه باز کنید
..........
"گاهی مسیرِ رسیدن به عشق، از میانِ سختیها میگذرد تا ارزشش را بفهمی.”
From Hate to Caress(از نفرت تا نوازش)
Part:1
(جیمین )
با تمام سرعت وارد دانشگاه شدم که یهو یه ماشین مدل بالا با سرعت درست از جلوم رد شد و باعث شد چند قدم برم عقب ماشین پارک کرد و پیاده شد ای مرتیکه
جیمین:هی حواست کجاست داشتی زیرم میگرفتی
شوگا:که چی
جیمین:که چی؟ داشتی منو به کشتن میدادی
شوگا:میخواستی سر راهم نباشی
جیمین:یا من داشتم راه خودمو میرفتم تو ئهم از جلوم پیچیدی
شوگا:به هر حال تو سرت راهم بودی بچه کارگر
جیمین:بچه کارگر منم؟
شوگا:نه پس منم
جیمین:هه تو خوبی بچه سوسول
شوگا:یا درست حرف بزن
جیمین:نمیزنم ایشش دیرم شد
با سرعت به راهم ادامه دادم و وارد کلاس شدم رفتم میز آخر نشستم آه مین یونگی عوضی داشتم به خاطر اون دیروز به کلاسم میرسیدم فکر کرده چون پولداره چیزی نمیتونم بهش بگم استاد وارد کلاس شد و پشت سر اون
استاد:آا یونگی بیا داخل
ایشش الان من دیرم شده بود مخمو میخورد خب بزارین بگم مینگی یونگی بچه پولدار دانشگامونه و همه دنبالشن رسما با من مشکلداره عوضی
(یونگی)
با ماشینم وارد دانشگاه شدم و پارک کردم وقتی پیاده شدم باز اون پسره شروع کرد به غر زدن آه رو مخ به من گفت بچه سوسول هه خیلی جرعت داره رفتم داخل کلاس یکم بعدش رفتم که استاد داخل بود بهم گفت که برم داخل خب پارک جیمین یه دانشجو عادیه پدرو مادر نداره خودش کاری میکنه بخاطر همین من بهش میگم بچه کارگر همیشه مرتبه ولی خستگی از چهرش میباره خب من چیکار کنم من که مجبورش نکردم
استاد:خب کلاسو شروع میکنیم کتابخونه باز کنید
..........
"گاهی مسیرِ رسیدن به عشق، از میانِ سختیها میگذرد تا ارزشش را بفهمی.”
- ۴۷۱
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط