من یه دختر آرمیام
من یه دختر آرمیام.
وقتی میگن چهار تا دختر آرمی رو کشتن، انگار یه تیکه از دل من رو هم کندن.
بیبی رایدر... دختری که با باد میتاخت، با رؤیاهای بزرگ، حالا فقط یه اسم شده بین اخبار خون و سکوت.
و علی نوری، داداش دوست مامانم — آدمی که همیشه لبخندش امید میداد — دیگه نیست.
همه رفتن، ولی این درد هنوز مونده.
انگار هر روز، یه نفر دیگه از ما کم میشه، یه گوشه از امیدمون خاک میخوره. ما سزاوار آرامش بودیم، هنوز هم هستیم.
**و تلختر از همه اینها، دوستانی هستند که از دست دادم و نمیگذارند حتی کنارشان بایستم. این سکوت اجباری، بزرگترین زخم است.
#تسلیت_ایران🖤
وقتی میگن چهار تا دختر آرمی رو کشتن، انگار یه تیکه از دل من رو هم کندن.
بیبی رایدر... دختری که با باد میتاخت، با رؤیاهای بزرگ، حالا فقط یه اسم شده بین اخبار خون و سکوت.
و علی نوری، داداش دوست مامانم — آدمی که همیشه لبخندش امید میداد — دیگه نیست.
همه رفتن، ولی این درد هنوز مونده.
انگار هر روز، یه نفر دیگه از ما کم میشه، یه گوشه از امیدمون خاک میخوره. ما سزاوار آرامش بودیم، هنوز هم هستیم.
**و تلختر از همه اینها، دوستانی هستند که از دست دادم و نمیگذارند حتی کنارشان بایستم. این سکوت اجباری، بزرگترین زخم است.
#تسلیت_ایران🖤
- ۳۹۹
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط