{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دراندیشهیخاکسترمیخوابم

#در_اندیشه_ی_خاکستر_می_خوابم
رفیقی با من نیست
تاب ِتعهدی با من ای دوست
دوست می شود
نگفته بودی می رمانی
می رمانم
می جنگند بر سر ِ هیچ

ما در بهت یک بهار اقاقی ریسه کرده بودیم
نمی دانستی هر جا رفته ای پیچک پیچک ریسه ی احساس با تو ، کش می آید
نمی دانستم در دلم خارهاست وقتی خار در کفش می کنی
کاش هم را پیدا کرده بودیم
‌در آیه های ۴ طبع بلند
چهار بُعد آب و خاک و آتش و باد
زمانی که وقفِ یک وظیفه ایم
دست در آستین نکن بیا
برداشتن رنج از صورت زمین زیباست
دست در دست هم پایداری کن/ دشمنی نیست ببا
شکل توام شکل منی
از تو جدا اما با تو
یک ذات و اصل/دوست و آشنا...
دیدگاه ها (۰)

#گـــرمنــای_حضــور_آبــی_توامتــدادِ بهــار و آینـه هاستبـ...

#بسترم_خواب_بود ومن بیدار...پنجره باز بود وماه در انتظار ......

#تا_نگهبانان_ابرو_دست‌شان_بر_خنجر_استفتح چشمان قشنگت مثل فتح...

#هر_بار_قاصدکی_را_دیدم_در_گوشش_دلتنگیهایم_را_نجوا_کردمبه امی...

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

اینم یه پارت دیگه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط