{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بیدار و بی تابم دلم سویِ تو می آید

بیا بیدار و بی تابم دلم سویِ تو می آید
که حسرتهای دیرینم سرِ کویِ تو می آید

چه آمد بر سرم دل تنگ و حیرانم گُلِ خندان
به هر سمتی که رفتم باز هم بویِ تو می آید
دیدگاه ها (۷)

با محبت می شوم مهمانِ تواین منم عاشق ترین خواهانِ توعاشقم با...

چه زود روزای خوب تموم میشن

بزن باران به روی شیشه منکه غم میروید از اندیشه من اگر خواهی ...

دل هنوزم یادِ یارِ بی وفا را میکندیاد چشمان سیاهی همچ...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط