میان دو زنجیر سنگین

میان دو زنجیر سنگین،
فقط یک نخ مانده؛
نازک، لرزان،
انگار هر لحظه ممکن است تسلیم شود.

همین باریکی عجیب،
تمام وزنِ ناگفته‌ها را نگه داشته .
نه آن‌قدر محکم که خیالت راحت باشد،
نه آن‌قدر ضعیف که رهایش کنی.

گاهی همین چیزهای ظریف‌اند
که بیشترین دردِ ماندن را
بی‌صدا تحمل می‌کنند….
دیدگاه ها (۳)

من مادر شدم این تو هستی که به زندگیم رنگ و روح میدهیشدی انگی...

خیال تو♡مرا ازتمام عالم بی خیال کرد.... قلبم💜😉🙃

تو برام مِثل فِرِشته یِ رویِ زَمین میمونی گَلب مَن🧚‍♀️💚️ ‌...

تــومـاه قلبمی🌙‌‌‌🫀اگر دیدی کسی از تنهاییش لذت میبرهبدون راز...

میان دو زنجیر سنگین،فقط یک نخ مانده؛نازک، لرزان،انگار هر لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط