{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که بزرگ شدی و نگاهت به دنیا عوض شده این قسمت رو یه

حالا که بزرگ شدی و نگاهت به دنیا عوض شده… این قسمت رو یه‌جور دیگه می‌فهمی.
گاهی یه کارتون ساده، حرف‌هایی می‌زنه که از هزار تا فیلم بلند هم عمیق‌ تره
و اين دقیقاً از هموناست؛
داستان یه خونهٔ کوچیک روی یه شاخه‌ی درخت،
و جنگی بزرگ بین دو تا نگاه کاملاً متفاوت به دنیا.

توی این قسمت، پلنگ صورتی برای من نماد «خونه»، «آرامش» و اون «ریشه‌هایی»ه که آدم سال‌ها با دل و جون می‌سازه.
خونه‌ش کوچیکه، اما توش عشق هست، خاطره هست، معنا هست.
از اون طرف، یه هیزم‌بُر عجول و بی‌حوصله‌ست؛
کسی که فقط «چوب» می‌بینه،
نه «زندگی‌ای که روی اون چوب جریان داشته».

وقتی درخت می‌افته، تازه ماجرا شروع می‌شه.
پلنگ دنبال هیزم‌بُر راه می‌افته،
نه برای تلافی،
برای اینکه یادش بده خونه رو نمی‌شه با تبر جابه‌جا کرد—
خونه رو فقط باید فهمید.

شروع می‌کنه یکی‌یکی وسایلشو برداشتن،
آروم، بدون خشونت،
ولی آن‌قدر خلاقانه و بی‌صدا
که کم‌کم روان طرف رو می‌ذاره روی دور تند!

آخرش هیزم‌بُر دیوونه می‌شه،
چون نمی‌فهمه چرا چیزی که برای خودش فقط «یک تکه چوب» بود،
برای یکی دیگه می‌تونه «کل زندگی» باشه.

و اصلِ حرف همین‌جاست:

گاهی بزرگ‌ترین دعواها
میون آدمیه که فقط نگاه می‌کنه…
و آدمیه که می‌فهمه.

اين قسمت یادم می‌اندازه
که دنیا فقط از اشیا و چیزها ساخته نشده؛
هر چیزی—حتی یه خونهٔ کوچیک روی یه شاخهٔ درخت—
ممکنه برای یکی، یه جهان کامل باشه.⁩
---
ارسال از طریق https://wisgoon.com/downloaderbot
دیدگاه ها (۱)

دیگر این‌ها را این‌طور نمی‌سازند 😢جنگ ۶۹ و نیم (۱۹۴۱) برداشت...

The post shares a 72-second edited video of archival 1970s f...

🦋معرفی فیک جدید 🦋🎸اسم=مگه من چی خواستم🎸🎻شخصیت ها= یونگی ــــ...

تکپارتی از یونگی 💚همیشه فکر می‌کردم بعضی چیزا رو باید نگه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط