{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنین شعر نوشتم که تو جانم بشوی

‌نازنین شعر نوشتم که تو جانم بشوی
قلب خود وقف کنی جان جهانم بشوی

من به تو بیشتر از نور سحر محتاجم
تو بیا تا به سحر ورد زبانم بشوی

طعم شیرازی می خوب به من می چسبد
باید این بار خودت مسخ لبانم بشوی

لحن و آوای تو دل را به تلاطم انداخت
یک نفس کاش شود روح و روانم بشوی

با تو این ساعت دل از حرکت باز افتاد
نازنین قول بده عشق زمانم بشوی

میثم و دفتر شعری که پر از بی حرفی است
کاش در دفتر من شرح بیانم بشوی...🦋🦋

هارداسان گوزل بالام اورگیم
بیر تیکه اولوب سنن صاری

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ جانانم❤🌹من که هر شب با خیالت عمر ...

و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهیسرایم  مأمن آشفته حالی م...

گرفتارم! گرفتارم! به حال زار دلتنگیخودم را باختم هر بار در پ...

‍ این نامه ی غمگین برسد دست نگارم با  اشک  نوشتم که بداند  گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط