و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی
و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی
سرایم مأمن آشفته حالی میشود گاهی
پس از عمری قرار عاشقانه تازه فهمیدم
شِکر با قهوه ی یادت چه عالی میشود گاهی
جدا از سرزمین طور چشمانت نفس هایم
به سان دوره گردی لاٱبالی میشود گاهی
اگر چه شادم از عطر حضورت در دلم اما
هوای شرجی چشمم شمالی میشود گاهی
گل احساس این غمدیده دور از عطر آغوشت
به سان غنچه ای بر دار قالی میشود گاهی
شبی گفتی به خلوت بی نهایت عاشقم هستی
از آن ساعت دلم حالی به حالی میشود گاهی
تو گفتی با منی اما نگفتی در غیاب من
دلت دلتنگ خوبان اهالی میشود گاهی
زمین سبز و بکر آرزوهایم به دستانت
دچار ضربه های خشکسالی میشود گاهی
و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی
و شعر از واژه ی احساس خالی میشود گاهی🦋🦋
سن منی سوئمسنده من سنی اولونجه
جانماندا چوخ سوئجییم جانانم💞
#saharshehim💖
سرایم مأمن آشفته حالی میشود گاهی
پس از عمری قرار عاشقانه تازه فهمیدم
شِکر با قهوه ی یادت چه عالی میشود گاهی
جدا از سرزمین طور چشمانت نفس هایم
به سان دوره گردی لاٱبالی میشود گاهی
اگر چه شادم از عطر حضورت در دلم اما
هوای شرجی چشمم شمالی میشود گاهی
گل احساس این غمدیده دور از عطر آغوشت
به سان غنچه ای بر دار قالی میشود گاهی
شبی گفتی به خلوت بی نهایت عاشقم هستی
از آن ساعت دلم حالی به حالی میشود گاهی
تو گفتی با منی اما نگفتی در غیاب من
دلت دلتنگ خوبان اهالی میشود گاهی
زمین سبز و بکر آرزوهایم به دستانت
دچار ضربه های خشکسالی میشود گاهی
و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی
و شعر از واژه ی احساس خالی میشود گاهی🦋🦋
سن منی سوئمسنده من سنی اولونجه
جانماندا چوخ سوئجییم جانانم💞
#saharshehim💖
- ۸۴
- ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط