{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی حس کیری ایه..چشمات از خستگی داره بسته میشه..ولی تو د

خیلی حس کیری ایه..چشمات از خستگی داره بسته میشه..ولی تو دلت نمیخواد بخوابی..چون میدونی فردا صبح..یروز دیگه به روز مرگت نزدیک تر میشی..حالا حتی سگمم خوابیده..و من موندم و یه لیوان قهوه و پوسترای اتاقم و فرضیه های شخمیم..یکیشونم اینه اگه یه زمانی پوسترام زنده بشن..و خب..نمیدونم..چطور میشه فقط میدونم..من تو این اتاق لباس عوض کردم🗿💔
دیدگاه ها (۱۰)

تو خراب کردی همه چیزو خووودتتتت عععررر نیتناحصحصنبنرپرنیملخث...

ببینید کدوم خنده بهتره:یاح یاح یاححیحیحیخخخخخخخخخحیحجدا تا ا...

احساس میکنم پیر شدم🗿چندلر اینقدی شده و من دلم نمیخواد باور ک...

وقتی جوونیای کراشامو میبینم یاد این چالشه میوفتم که یه مدت ت...

سایه ای میان ما

P1۶🍋‍🟩ساعت ۶:۰۰ صبح//هانیل:با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم ...

پارت ۴بعد از اون حرفش…یه سکوت عجیب بینمون افتاد.اون مدل سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط