اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑟𝑡11
اسم فیک:رویای سلطنتی
ویو جلسه~
(پادشاه با تأسف به جناح شرق و سر دسته ی جناح شرق نگاهی انداخت و شروع به صحبت کردن کرد.....)
لینو:متأسفانه طبق مدارکی.....که...بانو سر بازرس پارک....به من... .نشون...دادن..جناح شرق ولی عهد.... رو به قتل رسوندن.....
(جناح شرق و سر دسته ی جناح شرق....با تعجب به هم نگاه کردن.....)
سر دسته ی جناح شرق:اما...اما..ثرورم ما حتی از این که ولی عهد به قتل رسیدن خبر نداشتیم....اینا همش دروغه....توتعه ی جناح غربه(داد)
لینو:چطور جرعت میکنی..سر من داد بزنی هاااا...(عربده)....بعد از اینکه ولی عهد رو به قتل رسوندی.....و به جناح غرب تحمت زدی.....
و تمام مدارک بر علیه توعن....هنوزم پرویی و میگی کار من نیستتت؟؟؟(عربده)
لینو:سربازا.....
سرباز:بله ثرورم...
لینو:هر چه سریعتر سر دسته ی جناح شرق و زیر دستاش......رو ببر داخل اتاق شکنجه......و...شکتجه بدین.....
لینو:و..بعد از یک هفته شکنجه....به جزیره ی سونگ دانگ...تبعید میشن.....و تمام داراییش ازش گرفته میشه.....و به مردم نیازمند داده میشه.....حالا ببرشون...
ویو یک هفته بعد~
سر دسته ی جناح شرق:ثرورم....یکم دیگه فکر کنین...من ولی عهد رو نکشتم....خودتون میدوتین من از بستگان ملکه هستم....من کاری با ملکه ندارم ثرورم......ثرورم مدارک دروغه.....بانوی سر بازرس پارک......همدست جناح غرب...و طرف اوناس.....لطفا ثرورم التماستون میکنم.....
لبنو:ببرینش.....
ویو اتاق مشترک ملکه و پادشاه~
جینا:ثرورم احساس میکنم عموم راست میگفت....اون همچین آدمی نیست.....بانوی سر بازرس پارک....برای جناح غرب کار میکنه.....بهتره یه بانوی دیگه رو به صورت پنهان بزاریم تا دوباره تحقیق کنه.....
لینو:میدونم....
جینا:منظورتون...چیه ثرورم؟؟
ادامه دارد......
اسم فیک:رویای سلطنتی
ویو جلسه~
(پادشاه با تأسف به جناح شرق و سر دسته ی جناح شرق نگاهی انداخت و شروع به صحبت کردن کرد.....)
لینو:متأسفانه طبق مدارکی.....که...بانو سر بازرس پارک....به من... .نشون...دادن..جناح شرق ولی عهد.... رو به قتل رسوندن.....
(جناح شرق و سر دسته ی جناح شرق....با تعجب به هم نگاه کردن.....)
سر دسته ی جناح شرق:اما...اما..ثرورم ما حتی از این که ولی عهد به قتل رسیدن خبر نداشتیم....اینا همش دروغه....توتعه ی جناح غربه(داد)
لینو:چطور جرعت میکنی..سر من داد بزنی هاااا...(عربده)....بعد از اینکه ولی عهد رو به قتل رسوندی.....و به جناح غرب تحمت زدی.....
و تمام مدارک بر علیه توعن....هنوزم پرویی و میگی کار من نیستتت؟؟؟(عربده)
لینو:سربازا.....
سرباز:بله ثرورم...
لینو:هر چه سریعتر سر دسته ی جناح شرق و زیر دستاش......رو ببر داخل اتاق شکنجه......و...شکتجه بدین.....
لینو:و..بعد از یک هفته شکنجه....به جزیره ی سونگ دانگ...تبعید میشن.....و تمام داراییش ازش گرفته میشه.....و به مردم نیازمند داده میشه.....حالا ببرشون...
ویو یک هفته بعد~
سر دسته ی جناح شرق:ثرورم....یکم دیگه فکر کنین...من ولی عهد رو نکشتم....خودتون میدوتین من از بستگان ملکه هستم....من کاری با ملکه ندارم ثرورم......ثرورم مدارک دروغه.....بانوی سر بازرس پارک......همدست جناح غرب...و طرف اوناس.....لطفا ثرورم التماستون میکنم.....
لبنو:ببرینش.....
ویو اتاق مشترک ملکه و پادشاه~
جینا:ثرورم احساس میکنم عموم راست میگفت....اون همچین آدمی نیست.....بانوی سر بازرس پارک....برای جناح غرب کار میکنه.....بهتره یه بانوی دیگه رو به صورت پنهان بزاریم تا دوباره تحقیق کنه.....
لینو:میدونم....
جینا:منظورتون...چیه ثرورم؟؟
ادامه دارد......
- ۳.۰k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط