کتاب فروش های رو مخ

کتاب فروش های رو مخ

کتاب فروش های رو مخ

یکبار میخواستم کتاب به امید دلبستم رو بخرم طرف اومد هی از ما تمامش میکنیم تعریف کرد هی تعریف کرد حالا من میگفتم آقا من اونو میخوام میگفت نه رمان فقط ما تمامش میکنیم بعد آخرش گفت من که پیشنهادم اینه اگه منو قبول داری اینو بخر منم تو رودرواسی خریدم و الان مثل سگ پشیمونم ( ما تمامش میکنیم خوب بود اما به امید دلبستم رو دلم میخواست )
دیدگاه ها (۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

پارت ۳۶ویو ماریاماریا:هی تانر کجاست گوشی رو بده بهش منشی:ولی...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۴وقتی رفتم خونه، نگاهی ب...

part60. . صدای حرف زدن دو. نفرو مبهم میشنید +هیونگ یعنی واقع...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط