کتاب فروش های رو مخ

کتاب فروش های رو مخ

یکبار میخواستم کتاب به امید دلبستم رو بخرم طرف اومد هی از ما تمامش میکنیم تعریف کرد هی تعریف کرد حالا من میگفتم آقا من اونو میخوام میگفت نه رمان فقط ما تمامش میکنیم بعد آخرش گفت من که پیشنهادم اینه اگه منو قبول داری اینو بخر منم تو رودرواسی خریدم و الان مثل سگ پشیمونم ( ما تمامش میکنیم خوب بود اما به امید دلبستم رو دلم میخواست )
دیدگاه ها (۵)

بنظرتون نباید دسته چهارم هم می بود ؟؟

دختره میگه آنقدر تصادف کردم که با صافکار رفیق شدم

وقتی عضو هشتم بی تی اسی و اون عاشقتهدرخواستی☆p.3^ویو ات ^راه...

رمان سیرک دیجیتالی پارت ۳

سمت تختش رفتم و خودمو انداختم روش مثل این بچه گربه ها از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط