{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کتاب فروش های رو مخ

کتاب فروش های رو مخ

یکبار میخواستم کتاب به امید دلبستم رو بخرم طرف اومد هی از ما تمامش میکنیم تعریف کرد هی تعریف کرد حالا من میگفتم آقا من اونو میخوام میگفت نه رمان فقط ما تمامش میکنیم بعد آخرش گفت من که پیشنهادم اینه اگه منو قبول داری اینو بخر منم تو رودرواسی خریدم و الان مثل سگ پشیمونم ( ما تمامش میکنیم خوب بود اما به امید دلبستم رو دلم میخواست )
دیدگاه ها (۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

مرد درحالی که داشت یاداشت می‌کرد ابروهاشو برد بالا و همین با...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط