آرمی هرگز فراموش نمیکنه
آرمی هرگز فراموش نمیکنه؛
زمانی که تکهای از قلب شیشهای ناجیشو خورد کردن،
و انتظار داشتن سکوت کنه و سکوت کنه و سکوت کنه تا زمانی که کسی کار زشت و کثیفشونو یادش نیاد.
و وقتی آرمی بعد از خاموشی مطلق ایستاد و حرف زد، همهی انگشتها رو جلوش گرفتن.
آرمی دید که بعضیهاشون تیکههای شیشه رو بهم چسبوندن، ولی ترکهاش هنوز مشخص بود.
آرمی کور نبود.
و این پست هم فقط دربارهی جیمین نیست...!
زمانی که تکهای از قلب شیشهای ناجیشو خورد کردن،
و انتظار داشتن سکوت کنه و سکوت کنه و سکوت کنه تا زمانی که کسی کار زشت و کثیفشونو یادش نیاد.
و وقتی آرمی بعد از خاموشی مطلق ایستاد و حرف زد، همهی انگشتها رو جلوش گرفتن.
آرمی دید که بعضیهاشون تیکههای شیشه رو بهم چسبوندن، ولی ترکهاش هنوز مشخص بود.
آرمی کور نبود.
و این پست هم فقط دربارهی جیمین نیست...!
- ۱۶.۱k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط