یه دیالوگی بود که می گفت

یه دیالوگی بود که می گفت

یه دیالوگی بود که می گفت
تو از ظرف بیسکوئیت جلوت هم
همیشه اون تیکه که شکسته رو برمیداری
چون فکر میکنی لیاقت خوبشو نداری
و ما چقدر نرفتیم،نخوردیم،نپوشیدم
و آدما رو پس زدیم چون هیچکس نبود که
بهمون حس کافی بودن بده
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

intertwined fate of two enemies-part 12

از یه سنی به بعد سعی کن همهٔ کاراتو مخفیانه و تو سکوت انجام ...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

part 2در رو باز کردم که با قیافه خندان و پر انرژی کوکی مواجه...

My uncle 2(part 1)

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط