{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏وینستون با خودش گفت شروع شد!

‏وینستون با خودش گفت شروع شد!
انقلاب شروع شد! مردم بالاخره طغیان کردند. نزدیک جمعیت که شد، دید دو زن چاق سرقابلمه درگیر شده اند!
صدای جمعیت قدرتمند بود.
چرا برای موضوعی واقعا مهم فریاد سرنمیدهند؟
تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد
تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید.

جرج اورول کتاب 1984
دیدگاه ها (۰)

چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهیشان ببینی، باز می‌آیند. باز...

‏من خسته نیستم ‏دیریست خستگی‌ام‏تعویض گشته است‏به درهم‌شکستگ...

آنتیوس:می خواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن...

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم#part7آب دریاچه مثل آینه‌ای...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط