{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست شست

🌱🍒همین دقیقه، همین ساعت آفتاب، درست
کنار حوض، کمی سایه داشت روز نخست

تو کنجِ باغچه، گل‌های سرخ می‌چیدی...
پس از گذشتن یک سال یادم است درست

ببین چگونه برایت هنوز دلتنگ است
کسی که بعدِ تو یک لحظه از تو دست نشست

چه‌قدر نامه نوشتم... دلم پُر است چه‌قدر
امید نیست به این شعرهای ساده‌ی سست

دوباره نامه‌ی من... شهر بی‌وفا شده است
چه خلوت است در این روزها اداره‌ی پست🌱🍒
#میترا_تقیزاده
دیدگاه ها (۴)

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ و چه آراااام نشستی به دلم ڪہ دلم ه...

🍒🌱خطی ار هست مراروز و شب بهر رضای تو کشم ...و بدان بی تو نمی...

🍒🌱شکسته وارم و دارم دلی درست،هنوزوفا نگر که دلم پای بست توست...

🌱🍒اقرار می‌کنم که صبر پایاترین همدماست، اما در تنگ‌نای عشق ب...

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ ف...

باد سردی وزید. از سمت جنگل سایه، صدایی شبیه نجواهای دوردست ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط