کوک ونیم ساعت راهو تحمل کرده تا بره پیش تهیونگش
کوک ۹ ونیم ساعت راهو تحمل کرده تا بره پیش تهیونگش😭❤️🫂
حرفای تهیونگو ببینین؛
🐯 *: نمیتونم اون روز رو فراموش کنم!
"من به جونگکوک زنگ زدم و گفتم که هاوایی ام و دلم برات تنگ شده، بیا اینجا ببینمت" و اون هههه سوار هواپیما شد و فورا اومد هاوایی!
حرفای تهیونگو ببینین؛
🐯 *: نمیتونم اون روز رو فراموش کنم!
"من به جونگکوک زنگ زدم و گفتم که هاوایی ام و دلم برات تنگ شده، بیا اینجا ببینمت" و اون هههه سوار هواپیما شد و فورا اومد هاوایی!
- ۳.۶k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط