{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفای تهیونگو ببینین؛

حرفای تهیونگو ببینین؛

🐯 *: نمیتونم اون روز رو فراموش کنم!
"من به جونگکوک زنگ زدم و گفتم که هاوایی ام و دلم برات تنگ شده، بیا اینجا ببینمت" و اون هههه سوار هواپیما شد و فورا اومد هاوایی!

"بچه ها فقط منم که دارم عررررر میزنمممممم😭❤️"
دیدگاه ها (۵)

کوک ۹ ونیم ساعت راهو تحمل کرده تا بره پیش تهیونگش😭❤️🫂حرفای ت...

But mama I'm in love with a criminal...

سناریو: وقتی رفتی ایران به خانوادت سر بزنی که اونجا جنگ میشه...

silence

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط