امشب ای ستاره تابان نیامدی

امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل خوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

#خاص
دیدگاه ها (۲)

این همه جلوه و در پرده نهانی گل منوین همه پرده و از جلوه عیا...

از همه سوی جهان جلوه او می بینمجلوه اوست جهان کز همه سو می ب...

فرودگاه‌ها بوسه‌های بیشتری از تالارهای عروسی به خودشون دیدن ...

تو را دوست‌تر می‌دارم از رؤیاهای خویش‌چرا که تو به بار نشستن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط