چند پارتی

چند پارتی...
Love in three seconds💘
Part6




ماریا: من باید یه جوری دهن اینو سرویس کنم...

لیا: حالا چرا حرفاش انقدر برات مهم شده...

ماریا:حرفاش مهم نیست...فقط میخوام بهش ثابت کنم که دخترا سر حرفشون هستن...

لیا: راستی یادم رفته بود بهت بگم...

ماریا: چی رو؟

لیا: تهیونگ زن سه تیزه...

ماریا: مشخصه...حالا چیکار کنم؟ راه حل بده‌...

لیا: خوب..جواب های هویه...

ماریا: منظور؟

لیا: منظورم اینه که مثل خودش باهاش رفتار کن...

ماریا نیشخند شیطانی زد..
ماریا: حالا ببین چیکارش میکنم...
...
تهیونگ محکم خورد زمین..

تهیونگ: با کف داری تمیز میکنی؟...

ماریا: اوه ببخشید باید برای کف ریختن و تمیز کردن از شما اجازه میگرفتم؟...ببخشید...
...
دختر همونطور که وارد اتاق شد یه سطل آب بزرگ روی سرش خالی شد...جیغ بلندی کشید...

ماریا: این تموم نشده...
...
قهوه پسر رو جلوش گذاشت و پسر آروم لیوان قهوه رو برداشت...ولی همین که کمی از اون قهوه رو خورد کل اوت قهوه رو به بیرون تف کرد...

تهیونگ: چی ریختی توش...

دختر در حالی که تویوپ خمیردندون رو توی دستاش فشار می‌داد نیشخندی تحویل پسر داد...

....
تهیونگ: بیا ببین این چطوری روشن میشه...

ماریا به سمتش قدم برداشت و با حرص سشوار رو از دست پسر گرفت و روشنش ولی همین کافی بود تا یه حجم زیادی از آرد توی صورتش بپاشه...ماریا حرص سشوار رو پرت کرد سمتش...

ماریا:اههههه...خسته شدم دیگه...

بعد رفت سمت در...




...
ادامه دارد...
....
شرط ها نرسیده بود ولی من گذاشتم😔
ولی دیگه هیچ وقت بدون شرط چیزی نمیزارم...
شرایط
۲۵ لایک
۲۵ کامنت
دیدگاه ها (۳۵)

چند پارتی...Love in three seconds💘Part5صندلی برگشت و تهیونگ ...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part4اسم من ماریا من به عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط