{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که من دارم مجموعه ی زیبایی ست

آن یار که من دارم مجموعه ی زیبایی ست
چون لنگه ندارد او پس لایق شیدایی ست

بوسیدن لب هایش در خواب نصیبم شد
آنقدر که جذاب است آنقدر که رویایی ست

از هر زر و سیمی دست، خالیست ولی مارا
آن لحظه ی لبخندش سرمایه و دارایی ست

مجنون شدمش هر شب بهر نگر زلفش
این چشمک و‌ ناز او از عشوه ی لیلایی ست

آن تابش رخسارش در دیده ی تاریکم
یک معجزه ی شیرین از جانب بالایی ست
دیدگاه ها (۶)

پای دلم دربند شددر بند یک لبخند شدلبخند جزئی کوچک ازجادوی بی...

این شعر ار حضرت سعدی علیه الرحمه هستاین پیرمردروستایی به هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط