{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پای دلم دربند شد

پای دلم دربند شد
در بند یک لبخند شد

لبخند جزئی کوچک از
جادوی بی مانند شد

جان نیز شیرین عقل از آن
شیرین لب چون قند شد

آواز شور انگیز او
همچون بیاتِ زند شد

چشمان خورشیدیِ او
شایستهء سوگند شد

دستان خوش اقبالی ام
بر دست او پیوند شد

قلبم پریشانش شد وُ
عمری از آن خرسند شد
دیدگاه ها (۱۵)

این شعر ار حضرت سعدی علیه الرحمه هستاین پیرمردروستایی به هوا...

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشتعمر بی حاصل مااین همه افسانه...

آن یار که من دارم مجموعه ی زیبایی ستچون لنگه ندارد او پس لای...

dark life = 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط