{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه یه بار سینزده به در رفتیم بیرون به پسر عموم گفتیم پ

یادمه یه بار سینزده به در رفتیم بیرون به پسر عموم گفتیم پیاده بشه بره ببینه اون اطراف خوبه یا نه ... یهوووو با داد و بیداد و سرعت اومد طرف ما نگو کلی سگ ریخته بودن سرش داشت فرار می‌کرد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 تازه ما هم ماشین رو روشن کردیم و یکم اذیتش کردیم ولش کردیم بمونه بدبخت التماس می‌کرد بمونید ما داشتیم از خنده جر می‌خوردیم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۶)

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

🤦‍♀️🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

I can be myself with himPart¹⁹تهیونگ صدام زد تا بریم دانشگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط