White Lotus | Part 9
White Lotus | Part 9
سوآ چند ثانیه فقط به صفحهی گوشی خیره ماند.
فرستنده:
Jeon Jungkook
قلبش بیاختیار تندتر زد.
آرام روی پیام زد.
جونگکوک:
«رسیدی خونه؟»
سوآ لبخند کوچکی زد.
انتظار هر پیامی را داشت...
جز این یکی.
چند ثانیه فکر کرد و بعد نوشت:
سوآ:
«آره، تازه رسیدم. تو چی؟»
پیامش هنوز سین نخورده بود.
سوآ گوشی را کنار گذاشت.
کمتر از یک دقیقه بعد...
صفحه دوباره روشن شد.
جونگکوک:
«منم رسیدم.»
جونگکوک:
«امروز خسته نباشی.»
سوآ ناخودآگاه لبخند زد.
سوآ:
«تو هم همینطور.»
چند لحظه هیچ پیامی نیامد.
سوآ فکر کرد گفتوگو تمام شده است.
اما دوباره صفحه روشن شد.
جونگکوک:
«راستی...»
جونگکوک:
«فکر کنم امروز برای اولین بار، مصاحبه برام واقعاً لذتبخش بود.»
سوآ چند بار پیام را خواند.
بعد نوشت:
سوآ:
«برای منم همینطور بود.»
صبح روز بعد...
سوآ زودتر از همیشه به استودیو رسید.
هنوز بیشتر اعضای تیم نیامده بودند.
او لیوان قهوهاش را روی میز گذاشت و مشغول مرور متن آهنگ شد.
چند دقیقه بعد، در استودیو باز شد.
جونگکوک:
«صبح بخیر.»
سوآ سرش را بلند کرد.
سوآ:
«صبح بخیر.»
جونگکوک دو لیوان قهوه در دست داشت.
یکی را جلوی سوآ گذاشت.
سوآ:
«این برای منه؟»
جونگکوک:
«آره.»
سوآ:
«از کجا فهمیدی قهوه دوست دارم؟»
جونگکوک خندید.
جونگکوک:
«اون شب که زیر بارون بودیم... دیدم اولین چیزی که بعد از تمرین خریدی قهوه بود.»
سوآ چند لحظه ساکت ماند.
با خودش فکر کرد...
اون حتی این جزئیات کوچیک رو هم یادش مونده؟
لبخند آرامی روی لبش نشست.
سوآ:
«ممنون.»
ضبط آهنگ دوباره شروع شد.
بعد از چند برداشت، تهیهکننده از پشت شیشه اشاره کرد.
تهیهکننده:
«عالیه! فقط ده دقیقه استراحت.»
سوآ از اتاق ضبط بیرون آمد.
در راهرو ایستاد و نفس عمیقی کشید.
چند ثانیه بعد، جونگکوک کنارش ایستاد.
جونگکوک:
«یه سؤال بپرسم؟»
سوآ:
«بپرس.»
جونگکوک:
«بعد از تموم شدن پروژه... بازم دوست داری با هم یه آهنگ بخونیم؟»
سوآ نگاهش کرد.
بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کند، لبخند زد.
سوآ:
«اگر تو بخوای... چرا که نه؟»
جونگکوک هم لبخند زد.
همان لحظه...
یکی از کارکنان از انتهای راهرو آن دو را دید.
بیصدا گوشیاش را بیرون آورد...
و قبل از اینکه کسی متوجه شود، از دور یک عکس گرفت.
عکسی که شاید فقط یک لحظهی ساده بود...
اما اگر به دست رسانهها میرسید...
همهچیز میتوانست تغییر کند.
شرایط سه پارت بعد :
۵۶ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
سوآ چند ثانیه فقط به صفحهی گوشی خیره ماند.
فرستنده:
Jeon Jungkook
قلبش بیاختیار تندتر زد.
آرام روی پیام زد.
جونگکوک:
«رسیدی خونه؟»
سوآ لبخند کوچکی زد.
انتظار هر پیامی را داشت...
جز این یکی.
چند ثانیه فکر کرد و بعد نوشت:
سوآ:
«آره، تازه رسیدم. تو چی؟»
پیامش هنوز سین نخورده بود.
سوآ گوشی را کنار گذاشت.
کمتر از یک دقیقه بعد...
صفحه دوباره روشن شد.
جونگکوک:
«منم رسیدم.»
جونگکوک:
«امروز خسته نباشی.»
سوآ ناخودآگاه لبخند زد.
سوآ:
«تو هم همینطور.»
چند لحظه هیچ پیامی نیامد.
سوآ فکر کرد گفتوگو تمام شده است.
اما دوباره صفحه روشن شد.
جونگکوک:
«راستی...»
جونگکوک:
«فکر کنم امروز برای اولین بار، مصاحبه برام واقعاً لذتبخش بود.»
سوآ چند بار پیام را خواند.
بعد نوشت:
سوآ:
«برای منم همینطور بود.»
صبح روز بعد...
سوآ زودتر از همیشه به استودیو رسید.
هنوز بیشتر اعضای تیم نیامده بودند.
او لیوان قهوهاش را روی میز گذاشت و مشغول مرور متن آهنگ شد.
چند دقیقه بعد، در استودیو باز شد.
جونگکوک:
«صبح بخیر.»
سوآ سرش را بلند کرد.
سوآ:
«صبح بخیر.»
جونگکوک دو لیوان قهوه در دست داشت.
یکی را جلوی سوآ گذاشت.
سوآ:
«این برای منه؟»
جونگکوک:
«آره.»
سوآ:
«از کجا فهمیدی قهوه دوست دارم؟»
جونگکوک خندید.
جونگکوک:
«اون شب که زیر بارون بودیم... دیدم اولین چیزی که بعد از تمرین خریدی قهوه بود.»
سوآ چند لحظه ساکت ماند.
با خودش فکر کرد...
اون حتی این جزئیات کوچیک رو هم یادش مونده؟
لبخند آرامی روی لبش نشست.
سوآ:
«ممنون.»
ضبط آهنگ دوباره شروع شد.
بعد از چند برداشت، تهیهکننده از پشت شیشه اشاره کرد.
تهیهکننده:
«عالیه! فقط ده دقیقه استراحت.»
سوآ از اتاق ضبط بیرون آمد.
در راهرو ایستاد و نفس عمیقی کشید.
چند ثانیه بعد، جونگکوک کنارش ایستاد.
جونگکوک:
«یه سؤال بپرسم؟»
سوآ:
«بپرس.»
جونگکوک:
«بعد از تموم شدن پروژه... بازم دوست داری با هم یه آهنگ بخونیم؟»
سوآ نگاهش کرد.
بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کند، لبخند زد.
سوآ:
«اگر تو بخوای... چرا که نه؟»
جونگکوک هم لبخند زد.
همان لحظه...
یکی از کارکنان از انتهای راهرو آن دو را دید.
بیصدا گوشیاش را بیرون آورد...
و قبل از اینکه کسی متوجه شود، از دور یک عکس گرفت.
عکسی که شاید فقط یک لحظهی ساده بود...
اما اگر به دست رسانهها میرسید...
همهچیز میتوانست تغییر کند.
شرایط سه پارت بعد :
۵۶ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
- ۱.۳k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط