{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my love part 19

با ترس نگاهش کردم
دستمو کشید و قبل اینکه کاری کنم منو پرت کرد رو شونه خودش
دست و پا میزدم و هر کاری میکردم ولم نمیکرد دستش گذاشته بود روی دهنم
فشار میداد
رفت توی یه اتاق و پرتم کرد روی تخت
روم خیمه زد و خواست بیاد سمتم که صدای در زدن اومد
زیرلب فحشی داد که نشنیدم
رفت سمت در بازش کرد
نمیتونستم شخص پشت در رو ببینم
ولی دیدم که مرد پرت شد عقب
صورت نگران ایان و مانا نمایان شد نفس راحتی کشیدم
خودمو با راحتی انداختم رو تخت
صداها و تصویر رفت و هیچی ندیدم و نشنیدم

ویو کوک



دیدم ا.ت بیهوش شد
خواستم برم سمتش که دیدم مردی که هولش دادم
بلند شد و به من حمله کرد
مانا رو صدا زدم که بره سمت ا.ت
خودم اوفتادم به جون مرده
انقد زدمش که اخرای نفساش بود
ولش کردم و به سمت ا.ت و مانا رفتم
مانا داشت بالا سر ا.ت گریه میکرد
مانا رو زدم کنار و ا.ت رو برآید استایل بغل کردم
رفتم بیرون و سمت ماشین گذاشتمش روی صندلی عقب و مانا نشست کنارش
حرکت کردم
بردمش توی کافه چون نزدیک بود
بارون شدیدی می‌بارید
درو باز کردم که جانی مادر قهوه اومد سمتمون و تا ا.ت رو دید مث اسب سر ریده دوید سمتمون
ا.ت رو ازم گرفت و برد سمت آشپز خونه
با حرص نگاهی بهش انداختم
مانا سریع رفت دنبال جانی و من نشستم روی یکی از صندلی های میز
ویو ا.ت

با حس خیسی دستم بیدار شدم
سرم رو اروم برگردوندم
دیدم دستم تو دست مانا بود
مانا آنقدر گریه کرده بود که دستم خیس شده بود
اروم دستم رو تکون دادم
صبح شده بود؟
ولی من که چیزی یادم نیس
با تکون خوردن دستم مانا سریع سرش رو بلند کرد
با نگرانی خوشحالی نگام کرد
با بغض پرید بغلم فقط نازم میکرد
بعد ۵ دیقه زدم پشتش وگفتم
+ اخ مانا خفه شدم
اروم ازم جدا شد
چیزی نمی‌گفت وفقط نگام میکرد
گفتم
+چیزی شده؟
*نه ولی دلم واست تنگ شده بود
+ وا منکه فقط ۳ یا ۴ ساعت خوابیدم
تک خنده یی کرد و گفت
*نه خانم الان ساعت ۵ عصره شما از دیشب تا الان خواب بودی بانو
دیدگاه ها (۰)

my love part 18

لباس ا.ت برای کلوپ✨️

my love part 16

سناریو میتسویا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط