{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my love part 18

ویو ا.ت

رفتیم داخل بوی الکل و مشروب و سیگارش همه. جا پخش شده بود
رفتیم نشستیم رویه صندلی میز و منتظر بودیم که پیش خدمت بیاد
بعد ۵ دیقه پیشخدمت اومد و سفارش هارو دادیم
سفارش ها رو آورد رو به مانا گفتم
+امشب فقط عشق و حال
با استرس نگام کرد
* ارههههه
یه شات برداشتم و خوردم همینجوری داشتم شات میخوردم و شات ۸ یا ۷ بود که دیدم یه پسر خیلی خوشگل اومد تو بهش دقت کردم دیدم ایانه
رو به مانا که با استرس نگاهش سمت منو ایان به چرخش بود برگشتم
حسابی مست بودم و دست خودم نبود که چیکار میکنم
بلند شدم و نزدیک بود بیوفتم که مانا دستم و گرفت
خودش بلند شد. و گفت
* چیکار داری میکنی کجا داری میری؟
چون میدونستم قراره غر بزنه گفتم
+میرم دستشویی
*باهات میام
+ نه خودم میرم تو بمون مراقب وسایل باش
باشه ایی گفت و نشست
اروم و تلو خوران رفتم سمت دستشویی برگشتم سمتش که دیدم داره شات میخوره.
سریع با دو رفتم سمت ایان که نمیدونم پام به کی یا چی گیر کرد که نزدیک بود با مخ بخورم زمین
که یه دست نجات دهنده یی دستم رو گرفت برگشتم
تا فرشته نجاتم رو ببینم که دیدم بله
مستر ایان هستن
همیشه درحال نجات دادن من از افتادنه
بلندم کرد و با تعجب نگاهم کرد
لباسام رو تکوندم
نگاهش کردم
نگاهی به لباسم انداخت و پوزخندی زد
گفت
- اینجا چیکار میکنی
+به توچه مگه باید به تو بگم کجا میرم کجا نمیرم؟
تک خنده حرصی کرد و بازوم رو گرفت و فشار ریزی بهش داد که اخی از زیر لبم بیرون اومد و لبم رو گاز گرفتم
نگاهی به لبام انداخت معذب شدم زیر لب چیزی گفت که نشنیدم و بازوم رو به شتاب پرت کرد
گفت
_ حالا میشه جوابمو بدی؟ چرا اینجایی
با حالت مستی و چشمای خمار به چشمای عصبیش نگاه کردم
+اومدم خوشگذرونی
_ خوشگذرونیت کی تموم میشه ؟
+ تا فردا مشکلی داری؟
_ نه ولی از اینجا برو
+اگه راست میگی خودت چرا اومدی اینجا ؟اینجا پاتوق منه همیشه میام
با سوالی که ازش پرسیدم استرس رو به لحظه تو چشماش دیدم
که سریع عصبی شد و جواب داد
_ منم اومدم خوشگذرونی
نگاهی به لباساش کردم و با حالت مسخره و کیوتی گفتم
+ حتما با این لباسا ؟
نگاهی به خودش انداخت و تا خواست حرف بزنه مردی بهم تنه زد که پرت شدم تو بغل ایان سریع خودم ازش جدا کردم و رفتم سمت دستشویی
تا خواستن برم تو دستم گرفته شد فکر کردم ایان بر نگشتم ولی وایسادم
که شنیدم یه مردی گفت
؟ خانم خوشمزه کجا تشریف میبرید؟
با ترس برگشتم سمتش و گفتم
+ دا دارم می..میرم دستشویی
؟ بیا بریم دستشویی رو بهت نشون بدم
با دست اشاره ایی به در دستشویی کردم و گفتم
+ د دستشویی ه همین‌جاست خودم میرم
؟نه بریم یه جای خلوت که راحت دستشویی کنی
دیدگاه ها (۰)

my love part 19

لباس ا.ت برای کلوپ✨️

my love part 17

my love part 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط