When Nietzsche Wept 2007

🎬 When Nietzsche Wept (2007)

🎬 When Nietzsche Wept (2007)
🌟 IMDb: 6.4/10
«روزی گنجشکی از فراز سرم پرید و من او را شاهینی پنداشتم.»
آری هجوم خیالات و توهماتمان است که بیماران می‌کند؛
همچون نیچه ی عاشق که «توهم عشق مقدس از دست رفته» او را بیمار کرده بود.
همه ی آنچه از عشق مقدس، میان خودش و سالومه ساخته بود یک توهم بود یک توهم بزرگ: «فردریک شاید آن لحظه فقط برای تو مقدس بوده نه برای او»
رویارویی با این واقعیت بود که نیچه ی عاشق را بیدار کرد، نیچه هنگامی گریست که از این توهم رها شد و آن اشک ها! آن اشک ها رویای آن عشق مقدس بود که از دیدگانش فرو میریخت.
فروریختن رویای آن عشق مقدس با این بینش همراه بود که چگونه برای فرار از تنهایی خویش، به خودش رنج رسانده بود!
«در انتهای اندوه پنجره ی بازی هست.»
گرچه روبرو شدن با واقعیت ما را اندوهگین می‌کند اما پس از آنکه اندوه عبور می‌کند، پنجره ای باز می‌شود که می‌توانیم به گونه ای دیگر احساس کنیم و باشکوه تر از گذشته بیاندیشیم...

#وقتی_نیچه_گریست
#توهم
#واقعیت
#اندوه
#رهایی
دیدگاه ها (۳)

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

«خدا نکند» از آن ترانه‌هایی‌ست که عشق را در مرز میان دلتنگی ...

عاشقانه های شبنم

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

🥀 مولای من... از پرونده اعمال ما خسته و دل‌شکسته‌اید؟!به این...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط