my dady
my dady
.....................................................................
پارت ۲
خونمون نزدیک مدرسس تا مدرسه راه زیادی نیس پس پیاده رفتم وقتی رسیدم از بیرون به مدرسه نگا کردم مدرسه ی خیلی قشنگی بود رفتم داخل، حیاط قشنگی داشت درخت های گیلاس که با شکوفشون مدرسه رو قشنگ تر کرده بود میخواستم برم دفتر مدیر که به یه پسر خوردم. خیلی خوشگل و جذاب بود داشتم نگاش میکردم که با صدای بمش به خودم اومدم
_:هوی برو اون ور نمیبینی دارم رد میشم(عصبی و سرد)
بدون هیچ حرفی رفتم کنار پسره ی گاو(فیکه!!!) با اینکه جذاب بود ولی گوه اخلاقم بود.
ویو جونگ کوک
داشتم با جیمین و جین توی راه روی مدرسه راه میرفتیم که جسم کوچیکی بهم برخورد کرد پایینو نگا کردم دیدم یه دختره ریزه میزه ی کیوته ولی بهش محل ندادمو بهش گفتم بره اون ور و اونم بدون هیچ حرفی رفت کنار.
رفتم دفتر مدیر(علامت مدیر¥)
+:سلام خانم مدیر من تازه واردم اسمم کیم ا.ته میشه بگید کلاسم کجاست؟(مودبانه)
¥:سلام بله حتما کلاسA2 انتهای سالن
+:خیلی ممنون
احترام گذاشتمو اومدم بیرون رفتم انتهای سالن که یه در دیدم که روش نوشته شده بود A2 رفتم داخل کلاس چون اولین زنگ بود هنوز بعضی از بچه ها نیومده بودن توی کلاس فقط چند نفر بودن رفتم آخرین نیمکت سمت راست نشستم بعد نیم ساعت دیگه تقریبا همه اومدن داشتم با خودم فکر میکردم که معلم اومد و پشت سرشم همون پسر اومد و نشست جلو من یعنی این میخواد جلوی من بشینه.
(علامت معلم:&)
&:سلام بچه ها من کیم نامجون هستم معلم امسالتون امیدوارم سال خوبی کنار هم داشته باشیم و اینکه چون اولین روزه درس نمیدم و فقط قراره خودمون رو معرفی کنیم و باهم آشنا بشیم خب یکی یکی خودتون رو معرفی کنید.
همه ی بچه ها خودشون رو معرفی کردن که نوبت پسره شد خیلی کنجکاو بودم ببینم اسمش چیه که صداش باعث شد ریشه افکارم پاره شه
_:سلام من جئون جونگ کوک هستم ۱۸ سالمه.
پس اسمش جونگ کوک بود اسمشم عین خودش جذابه داشتم توی ذهنم با خودم حرف میزدم که صدای معلم اومد.
&:خب شما هم خودتون رو معرفی کنید.
سر پا وایسادم و خودم رو معرفی کردم.
+:سلام من کیم ا.ت هستم ۱۷ سالمه.
&:خانم ا.ت چرا عقب نشستید پیش جونگ کوک جا هست برید اونجا بشینید.
اصلا دوس نداشتم برم بخاطر همین گفتم
+:نمیشه من همینجا بشینم؟
&:نه برید جلو بشینید
دیگه مجبور شدم برم بشینم کولمو برداشتم رفتم میخواستم بشینم که دیدم نشست سر جای من بهش خیره شده بودم که گفت
_:تو برو سمت دیوار بشین(با لبخند شیطانی)
قبول کردمو رفتم نشستم کلاس شروع شده بود و همه داشتن باهم حرف میزدن و دوست میشدن منم سرم تو دفترم بود و داشتم نقاشی میکشیدم کهههه
نظرتونو تو کامنتا بگید♡
فردا پارت بعدی رو میزارم
.....................................................................
پارت ۲
خونمون نزدیک مدرسس تا مدرسه راه زیادی نیس پس پیاده رفتم وقتی رسیدم از بیرون به مدرسه نگا کردم مدرسه ی خیلی قشنگی بود رفتم داخل، حیاط قشنگی داشت درخت های گیلاس که با شکوفشون مدرسه رو قشنگ تر کرده بود میخواستم برم دفتر مدیر که به یه پسر خوردم. خیلی خوشگل و جذاب بود داشتم نگاش میکردم که با صدای بمش به خودم اومدم
_:هوی برو اون ور نمیبینی دارم رد میشم(عصبی و سرد)
بدون هیچ حرفی رفتم کنار پسره ی گاو(فیکه!!!) با اینکه جذاب بود ولی گوه اخلاقم بود.
ویو جونگ کوک
داشتم با جیمین و جین توی راه روی مدرسه راه میرفتیم که جسم کوچیکی بهم برخورد کرد پایینو نگا کردم دیدم یه دختره ریزه میزه ی کیوته ولی بهش محل ندادمو بهش گفتم بره اون ور و اونم بدون هیچ حرفی رفت کنار.
رفتم دفتر مدیر(علامت مدیر¥)
+:سلام خانم مدیر من تازه واردم اسمم کیم ا.ته میشه بگید کلاسم کجاست؟(مودبانه)
¥:سلام بله حتما کلاسA2 انتهای سالن
+:خیلی ممنون
احترام گذاشتمو اومدم بیرون رفتم انتهای سالن که یه در دیدم که روش نوشته شده بود A2 رفتم داخل کلاس چون اولین زنگ بود هنوز بعضی از بچه ها نیومده بودن توی کلاس فقط چند نفر بودن رفتم آخرین نیمکت سمت راست نشستم بعد نیم ساعت دیگه تقریبا همه اومدن داشتم با خودم فکر میکردم که معلم اومد و پشت سرشم همون پسر اومد و نشست جلو من یعنی این میخواد جلوی من بشینه.
(علامت معلم:&)
&:سلام بچه ها من کیم نامجون هستم معلم امسالتون امیدوارم سال خوبی کنار هم داشته باشیم و اینکه چون اولین روزه درس نمیدم و فقط قراره خودمون رو معرفی کنیم و باهم آشنا بشیم خب یکی یکی خودتون رو معرفی کنید.
همه ی بچه ها خودشون رو معرفی کردن که نوبت پسره شد خیلی کنجکاو بودم ببینم اسمش چیه که صداش باعث شد ریشه افکارم پاره شه
_:سلام من جئون جونگ کوک هستم ۱۸ سالمه.
پس اسمش جونگ کوک بود اسمشم عین خودش جذابه داشتم توی ذهنم با خودم حرف میزدم که صدای معلم اومد.
&:خب شما هم خودتون رو معرفی کنید.
سر پا وایسادم و خودم رو معرفی کردم.
+:سلام من کیم ا.ت هستم ۱۷ سالمه.
&:خانم ا.ت چرا عقب نشستید پیش جونگ کوک جا هست برید اونجا بشینید.
اصلا دوس نداشتم برم بخاطر همین گفتم
+:نمیشه من همینجا بشینم؟
&:نه برید جلو بشینید
دیگه مجبور شدم برم بشینم کولمو برداشتم رفتم میخواستم بشینم که دیدم نشست سر جای من بهش خیره شده بودم که گفت
_:تو برو سمت دیوار بشین(با لبخند شیطانی)
قبول کردمو رفتم نشستم کلاس شروع شده بود و همه داشتن باهم حرف میزدن و دوست میشدن منم سرم تو دفترم بود و داشتم نقاشی میکشیدم کهههه
نظرتونو تو کامنتا بگید♡
فردا پارت بعدی رو میزارم
- ۱۶.۵k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط