{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my dady

my dady
.....................................................................
پارت ۱

ویو ا.ت
با صدای آلارم بیدار شدم امروز اولین روزم توی مدرسه ی جدیدم بود هیجان داشتم از روی تختم پاشدم رفتم دستشویی کارامو کردم اومدم بیرون لباس فرممو پوشیدم زیاد آرایش نکردم تعریف از خود نباشه خیلی خوشگلم نیازی به آرایش زیاد ندارم😌
بخاطر همین فقط ریمل و تینت زدم کولمو برداشتم رفتم پایین مثل همیشه بابام خونه نبود از وقتی مامانم مرده کار بابام شده رفتن به بار و قمار کردن قبلا ما پولدار بودیم ولی سر همین قمار بازی کردن بابام کم کم داریم فقیر میشیم رفتم دیدم تهیونگ نیس تهیونگ داداشمه که خیلی دوسش دارم و اونم منو خیلی دوس داره همیشه پشتم بوده و ازم حمایت کرده با خودم گفتم حتما تو اتاقشه رفتم توی اتاقش آروم درو باز کردم دیدم بله شازده آقا داره خوابه هفت پادشاه رو میبینه یه لحظه چشمم افتاد به پارچ آب کنار تختش کرمم فعال شد رفتم پارچ رو برداشتمو همه ی آبشو ریختم روش که عین جن زده ها پاشد وقتی پارچ رو دست من دید افتاد دنبالم و هی بهم فوش میداد.
×:دختره ی گاو برا چی منو از خواب نازم بیدار کردی(عصبانی)
+:صبحت بخیر داداش گلم(خنده)
×:زهر مار داداش گلم فقط دستم بهت برسه
+:تو خواب ببینی دستت بهم رسیده(خنده در حد خیس کردن شلوار)
بالاخره بعد یه عالمه دویدن بهم رسید
×:که تو خواب ببینم دستم بهت رسیده آره(نیشخند)
قیافمو مظلوم کردم گفتم
+:من گونا دالم داداشی(بچگونه و کیوت)
×:قیافتو اونجوری نکن دلم نمیسوزه باید عوض کارتو در بیام وگرنه نمیزارم بری مدرسه(نیشخند)
تازه یادم اوفتاد من قرار بود برم مدرسه ساعتو نگا کردم دیدم خیلی دیر شده خواستم برم که تهیونگ نذاشت
×:کجا؟(نیشخند)
+:تهیونگا تورو خدا بزار برم مدرسم دیر شده از مدرسه اومدم عوض کارمو درمیای(مظلوم)
×:الان میزارم بری ولی اومدی به حسابت میرسم حالا برو صبحونتو بخور سریع برو مدرسه دیرت نشه(لبخند)
+:مرسی(کیوت)
×:اونجوری نکن میخورمتا(خنده)
+:اگه منو بخوری دیگه آبجی به این کیوتی پیدا نمیکنی.
رفتم نشستم رو صندلی سریع صبحونمو خوردم پاشدم که برم صدای تهیونگ اومد
×:یه چیزی یادت نرفته؟
بهش لبخند زدمو رفتم لپشو بوس کردم و گفتم
+:بای تهیونگااا(کیوت)
×:خدافظ کیوتچه(خنده)

خب پارت اول خوب بود؟
نظرتونو حتما بگید🎀
دیدگاه ها (۲)

my dady........................................................

اسم فیک:my dadyتعداد پارت ها: نامعلومژانر: عاشقانه ، اسمات ،...

میخوام شروع کنم یه رمان بنویسم سعی میکنم هر روز یه پارت بزار...

از زبان واکیلااز اول باید میفهمیدم چرا منو میخواست هق اگه حا...

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط