{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استکان غزلم پر شده از دلتنگی

استکان غزلم پر شده از دلتنگی
واژه در عمق دلم بشکسته
من کجا و تو کجا ناجی شعر و غزلم
تار و پودم ز غمم بگسسته

روزگارم شده پر حسرت و درد
من کجا قصه کجا یار کجا
دلم از رفتن تو سخت گرفت
سینه ام سوخته دیدار کجا

باز هم همدم من یک قلم و یک کاغذ
باز هم خلوت دل غصه و غم
باز هم خاطره و حس پریشان حالی
باز هم این عطش و حس تو کم

در کجای غزلم پنهانی
حالم از دوری تو بیزار است
لحظه ای چشم و نظر کن بر من
چشم من تا به سحر بیدار است

شعرم امشب شده یک ویرانه
حال و احوال غزل بارانی
تو بیا در دل من جای بگیر
شود هر بیت غزل دیوانی...
دیدگاه ها (۲)

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط