{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرمانروای تاریکی

عجیب نیست که تو مرده ای، جهان مرده؟
بروی بستری از ابر آسمان مرده

درختهای زیادی کنار تو مردند
بهار دهکده پشت در خزان مرده

چقدر یخ زده شب های این زمستان را
چقدر حس نشاط پرندگان مرده

تو چشم بستی و انگار اتفاقی نیست
که ماه بین همین تکه از زمان مرده

و گیسوان تو فرمانروای تاریکیست
هزار مرثیه در لابلای آن مرده
دیدگاه ها (۰)

⛔یک روز می آیی که من چشم انتظارت نیستم⛔

💔تنهایی💔

رفتی دل از نبود تو دلگیر می شود

❤️حضرت ماه❤️

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ ف...

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط