{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دلم،

خیلی دلم،
برایت تنگ شده،
ماه من،
اما نمی دانم خیلی را چگونه بنویسم،
که خیلی خوانده شود،
دارم بر روی زمین قدم می زنم،
اما حواسم به هوایی ست که تو،
در آن نفس می کشی،
تو همیشه می درخشی و می تابی ماه من،
باور کن همیشه هستی،
همین نزدیکی،،
جایی میان دلم و یادم،،
بغض ندیدنت هر لحظه گلویم را می فشارد،
کمی هم مراقب من باش مهربان،،
آخر از من فقط تو مانده ای،
همیشه مهربانیت را لمس می کنم،
در عمق این فاصله ها،،
و در ساحل عشق پاک توست،
که آرام می گیرد دلم،،،
و این دست من نیست کار خداست،
که دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده،
ماه من 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۲)

بعد از، تو دلم!!!! از عطش عشقت طغیان کرد،، گاهی در روزنه ی ر...

از عشق، می نویسم، تا بخوانی و قلب عاشقم را باور کنی، با قطره...

زیبای، مهربانم، از دیار عشق برایت می نویسم، دیاری که عاشقانه...

نیمه، شب شد، و چشمانم هنوز بیدار است، سکوت فضای دلم را پر کر...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط