{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان عجیب(کپشن)

طاعون رقص یا اپیدمی رقص یکی از عجیب‌ترین و رازآلودترین رویدادهای ثبت‌شده در تاریخه که در سال ۱۵۱۸ در شهر استراسبورگ (که در اون زمان بخشی از امپراتوری مقدس روم بود ولی امروزه در فرانسه قرار داره) رخ داد و هنوزم علتش مثل یه معمای حل نشده باقی مونده.
در ماه جولای سال ۱۵۱۸، زنی به نام «فراو تروفیا» ناگهان شروع به رقصیدن در خیابان‌های استراسبورگ کرد. اون بی‌وقفه و بدون هیچ دلیل مشخصی می‌رقصید. در عرض چند روز، ده‌ها نفر دیگه هم به اون پیوستن و طی یک‌ماه، تعداد اون‌ها به ۴۰۰نفر رسید!
مقامات محلی تصور می‌کردن بهترین راه‌حل اینه که به مردم اجازه رقصیدن بدن تا از شر این بیماری خلاص بشن. به همین دلیل، حتی برای اون‌ها سالن‌های رقص و نوازنده‌های موسیقی فراهم کردن، اما این کار فقط اوضاع رو بدتر کرد و در اوج شیوع این اپیدمی روزانه ۱۵نفر به دلیل خستگی شدید، سکته قلبی یا سکته مغزی جونشون رو از دست دادن. 👀
مورخان و دانشمندان هنوز به طور قطعی علت این رویداد رو نمی‌‌دونن، اما چند فرضیه مطرح شده:
برخی معتقدن که افراد آلوده به قارچی به نام ارگوت شده بودن که روی گندم رشد می‌کنه و ماده‌ای توهم‌زا مثل LSD تولید می‌کنه
برخی گمان می‌کنن که این اتفاق به مقدسانی مانند سنت ویتوس ربط داشته
سنت ویتوس یک قدیس مسیحی بود که در قرن چهارم میلادی شهید شد
در اروپای قرون وسطی، مردم باور داشتن که اگه توسط روح سنت ویتوس “لمس” بشن، ممکنه دچار رقص‌های غیرارادی و پرهیجانی بشن (چیزی شبیه حمله صرع)
این حالت بعدها در پزشکی هم وارد شد و حتی نام یک نوع اختلال حرکتی عصبی به اسم “رقص سنت ویتوس” نامگذاری شد
در دوران طاعون رقص ۱۵۱۸، مردم باور داشتن که اونایی که شروع به رقص بی‌وقفه می‌کردن، توسط خشم سنت ویتوس گرفتار شدن. برای همین، مقامات، رقصنده‌ها رو به زیارتگاه سنت ویتوس بردن، کفش های قرمز رنگی که بهشون آب مقدس پاشیده شده بود و روش صلیب کشیده شده بود پوشیدن. پس از این کارها به به تدریج طاعون رقص پایان یافت
دیدگاه ها (۱)

امیدوارم براتون اشنا نباشه

دوست بشیم؟🦙

لالایی بچگیام

همچین لحظه هایی رو با آدم مورد علاقتون آرزومندم:)

ورق بزن و تماشا کن رفیق✨️اسم انیمیشن: [ملاقات با خانواده‌ی ر...

عمو جان!اون 《زمین سوخته》 رو ما بهش میگیم 《خاک مقدس ایران》برخ...

بریم برای پارت هفتم:***### **پارت هفتم: رقصِ رویِ لبه‌ی تیغ*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط