عاشقانه های شبنم
برای تو می نویسم
برای تو که می خوانی و برایم مینویسی
برای تو که می دانم همیشه
در دنیای دلتنگی های من نخواهی ماند!
آمدنت اگر چه دیر بود..
اما امدی و ماندی و بودنت شد مرهم زخم هایم
چقدر حرف زدن با تو آرامم میکند و
بوسه های تو مرا از خود بیخود..
تو را سالها پیش در خواب و رویاهایم دیدم
سالهاست که تو را می شناسم وچشمانت
برایم آشناست ...
اما میخواهم بدانی
وقتی نیستی دلم برایت تنگ می شود
نبودنت تنم را می لرزاند و ندیدنت دلم را
ای آشنای غریب
وقتی نیستی
انگار کسی در من گم شده است
صدایم کن دلم برای صدای
آشنایت تنگ شده است ....
برای تو که می خوانی و برایم مینویسی
برای تو که می دانم همیشه
در دنیای دلتنگی های من نخواهی ماند!
آمدنت اگر چه دیر بود..
اما امدی و ماندی و بودنت شد مرهم زخم هایم
چقدر حرف زدن با تو آرامم میکند و
بوسه های تو مرا از خود بیخود..
تو را سالها پیش در خواب و رویاهایم دیدم
سالهاست که تو را می شناسم وچشمانت
برایم آشناست ...
اما میخواهم بدانی
وقتی نیستی دلم برایت تنگ می شود
نبودنت تنم را می لرزاند و ندیدنت دلم را
ای آشنای غریب
وقتی نیستی
انگار کسی در من گم شده است
صدایم کن دلم برای صدای
آشنایت تنگ شده است ....
- ۳۲۲
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط