عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

برای تو می نویسم
برای تو که می خوانی و برایم مینویسی
برای تو که می دانم همیشه
در دنیای دلتنگی های من نخواهی ماند!
آمدنت اگر چه دیر بود..
اما امدی و ماندی و بودنت شد مرهم زخم هایم
چقدر حرف زدن با تو آرامم میکند و
بوسه های تو مرا از خود بیخود..
تو را سالها پیش در خواب و رویاهایم دیدم
سالهاست که تو را می شناسم وچشمانت
برایم آشناست ...
اما میخواهم بدانی
وقتی نیستی دلم برایت تنگ می شود
نبودنت تنم را می لرزاند و ندیدنت دلم را
ای آشنای غریب
وقتی نیستی
انگار کسی در من گم شده است
صدایم کن دلم برای صدای
آشنایت تنگ شده است ....
دیدگاه ها (۰)

بماند که ندارمت…بماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکه‌...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

من هیچ‌وقت آن‌قدر سرم شلوغ نمی‌شود که دلم برایت تنگ نشود… حت...

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

پروانه جان

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط