{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟏𝟓

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟏𝟓

+پاشو بریم صبحونه گرسنمه
_اوکی
جیمینو نیلا رفتن به طرف سرویس
بعد کار ضروری اومدن بیرون (باهم نرفتن به صف وایساده بودن)
لباس هاشونو پوشیدن و به طرف هال رفتن
م۰ن:صبح بخیر بیایین صبحونه بخورین. نیلا مامان اب میوه بیار
+باشه مامان
همگی نشستن سفره و شروع کردن به خوردن
م۰ن:راستی دیشب کجا میرفتین؟
+هیچ خوابمون نمیومد میرفتیم دور بزنیم
جیمین خنده ای تو گلو کرد
+چرا میخندی (به بازوی جیمین زد. اروم)
_دور ؟؟
+بسه
_شاید میرفتیم سه تایی برمیگشتیم ها گفته باشم
+هههه(پوزخند)

~~~
به چندین صبحونه تموم شد و نیلا ومامان جیمین و مامان نیلا سفره رو جمع کردن
مردا هم نشسته بودن تو هال رو کاناپه
م۰ج:به به چه عروس خوشگلی هم با ادبی دارم خیلی خوش شانسم عروسی مثل تو دارم
+لطف دارین (یعنی چی؟؟)
م۰ج:یدونه نوه هم دوس دارم داشته باشم (خاله دیروز داشت میومد )
نیلا سرفه کرد
م۰ن:بله دخترم به ما نوه هم نصیب میکنه انشالله
+ماماننننن
م۰ن:جون دل مامان
+هنوز زوده ما هیچ ازدواج نکردیم
م۰ن:به زودی قراره بکنین

ادامه دارد........

منتظر پارت بعدی باشین و
کل پارت ها از سیزده به بالا لایک و کامنت میخوره گفته باشم نخوره پارت مارت نیس
دیدگاه ها (۵)

𝑷𝒂𝒓𝒕𝟏𝟒م۰ن:خب با جیمین بری چرا شب +مامان خوابمون نمیومد گفتیم...

کامنت

part7_خدایا کمک زن مریضه +ببند من رفتم بخوابم _شب بخیر گلم +...

پارت ۶+راستی کوکی_جان کوکی (ایگووو فشار چیه دارم میرقصممم)+ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط