خاطره ای به شدت شنیدنی و تکان دهنده از غزل بانوی ایرانی

خاطره ای به شدت شنیدنی و تکان دهنده از غزل بانوی ایرانی،

خاطره ای به شدت شنیدنی و تکان دهنده از غزل بانوی ایرانی، زنده یاد سیمین بهبهانی، از مادرش که محال است کسی آن را بشنود و لذت نبرد! در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچکس را بیشتر از او دوست نداشته باشم! مادرم من را بوسید و گفت نمی توانی عزیزم! گفتم می توانم! تو را از پدر و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم! اما مادرم گفت یکی می آید که او را بیشتر از من دوست خواهی داشت! تا انتها گوش کنید و تقدیم به مادرانتان کنید!🙏
دیدگاه ها (۲)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

{محکوم به لمس } part ۳۱ 杂交种هیوگا لبخند زد به یاد دارویی که ...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

خاطره ای به شدت شنیدنی و تکان دهنده از غزل بانوی ایرانی، زند...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،که تا همیشه هیچ کس را بیشتر...

سیمین بهبهانی: در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه ه...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم ، که تا همیشه هیچ کس را بیشت...

" تقدیم به همه مادران دنیا "در عالم کودکی به مادرم قول دادم ...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر ...

#بااحترام وسپاس تقدیم به ساده خانم(12). در عالم کودکی به ماد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط