{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که تورا به گردش برده بودم ز غم بیخیالیت سرحد جنون می

شبی که تورا به گردش برده بودم ز غم بیخیالیت سرحد جنون می خورده بودم .....زترس مرگ من مرد و ندانست که من از روز اول آشنایی مرده بودم
دیدگاه ها (۰)

رفته بودم سوی قبرستان شهرهر که را دیدم سوا خوابیده بوددر کن...

اولین آواز استاد گلپا در سن ۱۷ سالگیآواز ابوعطا در منزل استا...

روحت شاد پدر

من زنده بودم اما انگار مُرده بودم از بس که روزها را با شب شم...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط