{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که تورا به گردش برده بودم ز غم بیخیالیت سرحد جنون می

شبی که تورا به گردش برده بودم ز غم بیخیالیت سرحد جنون می خورده بودم .....زترس مرگ من مرد و ندانست که من از روز اول آشنایی مرده بودم
دیدگاه ها (۰)

رفته بودم سوی قبرستان شهرهر که را دیدم سوا خوابیده بوددر کن...

اولین آواز استاد گلپا در سن ۱۷ سالگیآواز ابوعطا در منزل استا...

روحت شاد پدر

روی قبرم بنويسيد، کبوتر شد و رفتزير باران غزلی خواند، دلش تر...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

.من مرگ #نور را باور نمی کنم و مرگ عشقهای قدیمی را مرگ گل هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط