{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=12
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو دان بی٫٫
بابای دان بی«باشه دخترم یکم فکر کن ولی اگه قبول نکنی منصرف میشیم»
+«باشه شب همه بخیر...»
اینو گفتمو رفتم تو اتاقم درو هم بستم یه دوش گرفتمو لباس پوشیدم و رفتم و تخت نشستم یکم فکر کردم که باباهمیشه هوامو داشت باهم خوب بود همه کار برام انجام داد الانم میگه اگه نخوام قبول میکنه واقعاً دوسش دارم اگه قبول نکنم یکم خودخواهیه ولی اون جوری که بابا گفت فقط اسمش ازدواجه روی کاغذه بنظرم قبول کنم هم از تهیونگ مشورت میگیرم هم از بچه ها داشتم راجبش حرف میزدم که تهیونگ اومد تو اتاق خودش متوجه حالم بود خیلی دوسش دارم همیشه منو میفهمه و هوامو داره و میدونه چی نیاز دارم(والا داداش ما هیچکدوم از این چیزارو نداره احساس میکنم از سطل آشغال اوردیمش)بدون هیچ حرفی اومد وبغلم کرد آرام آروم سرومو نوازش کرد و آروم بهم گفت:
÷«جونگ کوک مرد خوبیه خیلی وقته میشناسمش باهم دوستیم ولی هرچی تو بخوای همون میشه اگه بگی نه تموم میشه میره به حرف اون عجوزه هم گوش نده فکراتو بکن فردا درموردش حرف میزنیم...»
+«باشه شب بخیر»(بغلش کرد و گفت)
÷«شب تو هم بخیر »
تهیونگ رفت سرمو گذاشتم رو بالشت نفهمیدم چی شد که خوابم برد

ادامه دارد...
حوصلم سر میره همینجوری پارت میزارم حمایت یادتون نره ها😌❤️💋
دیدگاه ها (۱)

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=11ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=10ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=9ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط