دقیقا من
دقیقا من....
و او از زندگی خسته است او عذاب میکشد چون درد خود را در خود پنهان میکند و کم کم نابود میشود او از زندگی خود میخواست و می خواهد ناپدید بشود و برود...او وقتی که توی جمع میخندد و بعدَش میرود اتاق خود و بغض خود را میترکوند و کلی گریه میکند...و او من هستم خوشبختم...:)
و او از زندگی خسته است او عذاب میکشد چون درد خود را در خود پنهان میکند و کم کم نابود میشود او از زندگی خود میخواست و می خواهد ناپدید بشود و برود...او وقتی که توی جمع میخندد و بعدَش میرود اتاق خود و بغض خود را میترکوند و کلی گریه میکند...و او من هستم خوشبختم...:)
- ۱۰.۱k
- ۲۹ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط